تبلیغات
شهید محمد حسین دالوند - خاطره ای از شهید رجایی ( من مقصرم ) (1)
شهید محمد حسین دالوند
میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) روز مادر و زن گرامی باد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

سه تن از دانش آموزان یکی از روستا های ورامین که به دلیل نداشتن کلاس

در کانتینر درس می خواندند بر اثر واژگون شدن بخاری نفتی در گذشته بودند

 به اتفاق یکی از همکاران دفتر پیگیری شورای انقلاب جهت بررسی به روستا رفتیم

.پس از دقایقی آقای رجایی نیز آمد بعد از بازدید از محل به منزل دانش آموزان رفتیم

او پس از دعوت جمع به قرائت فاتحه با حالتی که احساس می شد

از خجالت سرش را به زیر انداخته است به خانواده ها گفت :

اگر در این حادثه برای فرزند شما اتفاق افتاده است من مقصرم که نتوانسته ام برای آنها کلاس بسازم .باید مرا ببخشید .

صداقت و خضوعی که در گفتار و حالاتش بود باعث شد خانواده های داغدار

نه تنها از مصیبت خود گله ای نکنند بلکه نوعی اظهار سپاسی هم نشان دهند

آقای رجایی از هر سه خانواده طلب بخشش کرد و مردم موقع برگشت با خرسندی بدرقه اش کردند

.او بر خلاف بعضی که معمولا برای سبک کردن بار نگرانی مردم

وعده هایی می دهند .هیچ وعده ای هم به کسی نداد .

کتاب : درس هایی از مدیر نمونه شهید رجایی مولف : محمد عابدی میانجی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 4 خرداد 1392 :: نویسنده : نعمت اله دالوند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

ایمیل مدیر:
DALWANDE@MAILFA.COM



مدیر وبلاگ : نعمت اله دالوند
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :